أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
64
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
كه همه حركات و سكنات گذشته و همه اجتماعات و تفرقهها و همه پرندهها و تخم آنها و همهء درختها و دانههاشان و هر چه مانند آنها است نهايت دارند و اين دليل در بارهء همه درست آيد . معارضه با اين دليل ملحدان گفتند اين سخن به خود شما برگردد در بارهء نعمت جاودانى مؤمنان در بهشت و عذاب كافران در دوزخ كه آن را بينهايت دانيد بدين تقرير . نعمت بهشتيان بجاى روز و عذاب دوزخيان بجاى شب كه آنها را با هم برابر دانيد و ما گوئيم هر دو با هم بيشتر باشند از يكى از آن به تنهائى و اين سبب باشد كه نهايت داشته و محصور باشند . پاسخ جدائى آن از شب و روز : تا به آنان گفته شود اين سنجش شما در بارهء امور آينده درست نيست بلكه تنها در امور گذشته است كه شماره در آنها محقق شده و با هم پيوسته شوند و محصور گردند چون شمار شبها و روزهاى گذشته كه بود شدند و محصور گرديدند بواسطهء تحقق آنها و پايان گرفتن در آخرين خود و درست باشد كه روى هم حساب شوند و گفته ما در بارهء آنها شدنى است ولى در آينده چون نعمت بهشتيان و عذاب دوزخيان كه امورى باشند متوقع و نشده پايانى به خود نگرفتند زيرا هميشه باشند و تمامى ندارند و شمارى كه محقق و موجود نشده نميشود با هم جمع كرد و آنچه پديدشدنش به حساب لا نهايت هست مانند آن نباشد كه پديده شده و بوده است و پايان يافته براى دريافت آخرش در هر حال كه فرض شود . 3 - دليل اينكه پديدههاى گذشته بايد آغازى داشته باشند اينست كه بود شدند و جامه هستى پوشيدند و اگر آغازى ندارند وجودى نخواهند داشت زيرا بمانند عدد باشند كه نتواند دنبال هم قرار گيرد جز با يك سر رشته و آغازى كه شماره يك باشد يا جملهاى از شماره كه بجاى آن سر رشته شماره باشد . چه تفاوت با آينده ؟ : در پاسخ آنها گويند اين دليل در آينده نيايد زيرا آينده به توان توانا وابسته است و شمارنده تواند شمرد تا زنده است و چون هستى